X
تبلیغات
سیستم های تصمیم یار
معرفی سیستم های تصمیم یار جهت کمک به مدیران در اخذ تصمیمات مهم

به نام آنکه تکیه برنام او غروری است جاودانه

این وبلاگ در خصوص سیستم های تصمیم یار می باشد که اهم مطالب آن , خلاصه مطالبی بوده است که این جانب از کلاس جناب آقای دکتر کاهانی آموختم , امیدوارم این وبلاگ بتواند برای تک تک شما عزیزان مفید باشد . 

جا دارد در اینجا , از زحمات جناب آقای دکتر کاهانی , صمیمانه تقدیر و تشکر نمایم. امید است پیوسته موفق و پیروز باشند و از حضرت علیم آرزو دارم همواره در کسوت شریف معلمی با کلام نافذ و عزم راسخ و با تولید علم و دانش و پژوهش جهت آینده سازان این مرز و بوم  با سرافرازی برای نیل به زندگی سعادتمندانه ی دنیوی و رستگاری اخروی کوشا و پویا باشند.


این جانب را با نظرات ارزنده ات راهنمایی نمایید .

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1391ساعت 16:36  توسط ام البنین محمدزاده  | 

مقدمه :

مفهوم سيستمهاي تصميم يار براي اولين بار در سالهاي آغازين دهه 70 بوسيله اسكات مورتون تحت عنوان سيستمهاي تصميم گيري مديريت مطرح گرديد. او چنين سيستمهايي را, سيستم‌هاي تعاملي برمبناي كامپيوتر ناميد كه با استفاده از داده‌ها و مدلها, تصميم گيرندگان را در حل مسائل ساختار نايافته ياري مي‌رسانند. تعريف ديگر dss به وسيله كين و اسكات مورتن به شرح زير ارائه شده است: سيستم‌هاي تصميم‌يار منابع هوشمند انساني را با تواناييهاي كامپيوتر براي بهبود بخشيدن كيفيت تصميمات تركيب مي‌كنند, آنها سيستمهايي برمبناي كامپيوتر (cbis) تصميم‌گيريهاي مديريتي هستند كه به مسائل نيمه ساختار يافته ميپردازند. تعاريف مزبور به چهار ويژگي اصلي اشاره دارند: 1 ـ dss داده‌ها و مدلها را با هم تركيب مي‌كند. 2 ـ dssها براي كمك به مديران در فرايند تصميم‌گيري در مورد مسائل نيمه ساختار يافته و ساختار نايافته طراحي مي‌شوند. 3ـ dssها تصميمات مديران را پشتيباني مي‌كنند و به هيچ وجه جايگزين آنها نمي‌شوند. 4 ـ هدف dss بهبود اثر بخشي تصميمات است. بايد يادآوري كرد كه dss اصطلاحي تفسير بردار است, به اين معني كه براي اشخاص مختلف معاني مختلف دارد و تعريف جهان شمول قابل قبولي براي dss وجود ندارد و در بسياري ازحالات dss با توجه به ويژگيها و فوايد آن توصيف مي‌شود. مفهوم dss به خاطر استعمال غلط اصطلاح mis در سيستم بوجود آمد Mis در ابتدا مفهومي متفاوت با پردازش داده داشت. هدف mis استفاده از سيستم كامپيوتري براي كمك به مدير در تصميم‌گيري بود. ولي پس از مدتي mis بعنوان تمام فعاليتهاي كامپيوتري شناخته شد. بنابراين, وجود اصطلاحي براي نشان دادن نياز مدير به اطلاعات, احساس گرديد. يك مسئله ساختاري را به تنهايي مي‌توان توسط كامپيوتر با دنبال كردن يك برنامه فرعي كه توسط مدير تدارك ميشود حل نمود. در حل مسائل نيمه ساختاري, مدير بخش ساختار مسئله را با كامپيوتر حل مي‌كند در حاليكه با آن بخش نيمه ساختاري به طور ذهني برخورد مي نمايد. اگر مسئله فاقد هرگونه ساختار باشد, كامپيوترهيچگونه كمكي نمي‌تواند بنمايد و مدير بايد به طور ذهني به يك راه حل برسد. مفهوم سيستم پشتيباني تصميم متداول‌ترين روش را براي استفاده كامپيوتر در حل مسئله در خلال سالهاي دهه 1980 بوجود آمد. مديران تشخيص داده‌اند مي‌توانند با كامپيوتر بصورت يك تيم حل مسئله كاركنند. (سيستم‌هاي اطلاعات مديريت, مك لويه, ص: 153).

*****************************************************************************

 رشد تدريجي مفهوم dss

اواخر دهه 1960, استفاده از dss, وقتي كه استفاده از كامپيوتر عموميت يافت, آغاز گرديد. براي اولين بار قدرت كامپيوتر در دسترس يك نفر قرار مي‌گرفت تا به هر شكل مورد نظر خود از آن استفاده نمايد. گرچه تنها تا سال 1971 از اصطلاح dss به صورت غير رسمي استفاده مي‌شد. جي. آنتوني گري و مايكل اس. اسكات مورتون دو پروفسور دانشگاه mit اثري به نام (چارچوبي براي سيستم‌هاي اطلاعات مديريت) تاليف نمودند مولفان نياز به يك چارچوب براي هدايت كاربردهاي كامپيوتر در تصميم‌گيري مديريت را مطرح كردند . به جاي استفاده از تصميمات برنامه‌ريزي شده و غير برنامه‌ريزي شده سايمن, آنها از تصميمات ساخت یافته و غير ساخت یافته استفاده نمودند. تصميمات ساختيافته آنهايي هستند كه مطابق با مراحل خاص و يا روتين باشند و تصميمات غير ساختيافته درغياب چنين مراحلي اتخاذ مي‌شوند. همانند سايمن, گري و اسكات مورتون, منطقه مبهم مياني را تشخيص دادند . تصميمات نيمه ساختيافته, همانهايي هستند كه قبلا به صورت جزئي شرح داده شدند. گري و اسكات مورتون, انواع مسائل بازرگاني را در جدول خود وارد كردند. بعنوان مثال, حسابهاي دريافتني بوسيله مديران در سطح پايين تر با اتخاذ تصميمات ساختيافته حل مي‌شود. برنامه ريزي r&d بوسيله مديران سطح بالاتر در ستون برنامه‌ريزي استراتژيك, با اتخاذ تصميمات غير ساختيافته اجرا مي‌گردد. كنترل برنامه‌ريزي عملياتي مديريت استراتژيك ساخت‌يافته حسابهاي دريافتني تجزيه و تحليل تركيب ناوگان بودجه هزينه حمل و نقل ورودي سفارش پيش بيني كوتاه مكانيابي انبار و مدت كارخانه كنترل موجودي نيمه ساختيافته برنامه‌ريزي توليد تجزيه و تحليل تركيب و تحصيل واريانس سطح كلان بودجه مديريت نقدينگي تنظيم بودجه برنامه‌ريزي محصول جديد غير ساختيافته سيستمهاي فروش و توليد برنامه‌ريزي r &d pert/cpm نمودار چارچوب مطرح شده بوسيله گري و اسكات مورتون خط نقطه چين وسط جدول مسائلي را كه با استفاده از كامپيوتر بصورت موفقيت‌آميزي حل مي‌شوند بالاي خط چين را از مسائلي كه در همان زمان موضوع پردازش كامپيوتر نمي‌باشد جدا مي‌سازد. منطقه بالاتر به نام سيستمهاي تصميم ساختيافته يا sds  و منطقه پايين‌تر به نام سيستمهاي پشتيبان تصميم يا dss شناخته شده‌اند. گري و اسكات مورتون در ابتدا dss را بعنوان تعريف كاربردهاي آينده كامپيوتر شناختند. بعدها اين اصطلاح براي تمام كاربردهاي كامپيوتر كه درجهت پشتيباني تصميم بود به كار گرفته شد. كمك مهم بعدي به درك dss بوسيله استيون آل. آلتر انجام شده است. وي ضمن مطالعه‌اي در مورد 56 سيستم پشتيباني تصميم آنها را به 6 نوع عمده طبقه‌بندي كرد. وجه تمايز آنها در درجه پشتيباني فراهم شده بوسيله آنها مي‌باشد. 1- اتخاذ تصميم پيشنهاد تصميمها ، 2- برآورد نتايج تصميم ، 3- دريافت گزارشهاي استاندارد ، 4- تجزيه و تحليل كل فايلها ، 5- بازيافت اجزا داده، 6- دخالت مدير، شش نوع dss مطرح شده بوسيله آلتر مي باشد



+ نوشته شده در  جمعه بیستم مرداد 1391ساعت 14:59  توسط ام البنین محمدزاده  | 

سيستم اطلاعاتي : سيستم است كه داده را به اطلاعات تبديل كند . سيسستمي است كه به طريقي اطلاعات را جمع آوري كند ، تبديل كند و توزيع كند .

**************************************************************

مديريت : در مديريت فاكتور اصلي تصميم گيري است . مدير كسي است كه تصميم ها را مي گيرد . محيط تغيير مي كند و پيچيده مي شود و مدير بايد با توجه به آنها تصميم گيري كند . خيلي جاها مجبور است سعي و خطا كاركند كه روش خوبي نيست . خصوصا اينكه بعد از چند بار سعي و خطا و يافتن خطا از آنجا كه محيط تغيير كرده است ديگر قابل اعتماد نيست . پس بايد به دنبال فاكتورهايي بگرديم كه در تصميم گيري تأثير گذار هستند .

**************************************************************

برخي فاكتورها كه در تصميم گيري تأثيرگذارند :

-         تكنولوژي / اطلاعات / كامپيوترها

-         پيچيدگي ساختاري / رقابت

-         بازارجهاني / پايداري سياسي / كنسرسيوم ها

-         تغييرات / بالا و پايين رفتن بازار

**************************************************************

طبقه بندي سيستم هاي MSS :     

DSS : براي مديران ارشد مناسب نيست و براي مديران تاكتيكي خوب است

GSS : ارتباط بين گروهي را فراهم مي كنند

EIS : سيستم هاي ويژه مديران

ERP : برنامه ريزي منابع انساني و مديريت زنجيره تأمين SCM

سيستم هاي مديريت دانش

ES  :سيستم هاي خبره

ANN : شبكه هاي عصبي مصنوعي

سيستم هاي حمايتي مختلط

سيستم هاي تصميم گيري هوشمند كه كارهاي DSS را هوشمند كرده و به سمت سيستم هاي خبره مي روند

**************************************************************

مولفه هاي اصلي DSS

-         داده

-         آناليزداده

-         رابط كاربري خوب

-         نمايش اطلاعات و روشهاي مناسب ارائه

-         مدل سازي

-         شبيه سازي

**************************************************************

كاربردهاي DSS

-         سيستم هاي اطلاعاتي دانشگاه

-         شركتهايي كه در زمينه كارت اعتباري كار مي كنند

-         شركتهايي كه در زمينه حمل و نقل كار مي كنند

-         شركتهايي كه در زمينه مخابرات  كار مي كنند

-         هتلها ، خطوط پرواز و بيمارستانها

-         شركت هاي ساخت و ساز

-         سرمايه گذاري

**************************************************************

سيستم هاي DSS يك سيستم تعاملي هستند بايد ارتباط بين انسان و ماشين را به خوبي برقرار كرد يك داده ورودي داريم، يك مدل و يك داده خروجي بدست مي آوريم ولي يك رابط كاربري وجود دارد كه فرد مي نشيند و خروجي را

  re-optimization مي كند و دوباره به مدل مي دهد اين كار را معمولا مديران مياني انجام مي دهند كه سرشان خيلي شلوغ است بنابراين بايد رابط كاربري به خوبي طراحي شود .

**************************************************************

مدل

مدل يك كپي يا خلاصه از دنياي واقعي است . مدلهايي كه در DSS استفاده مي كنيم به ما اجازه مي دهند كه :

متغيرها را دستكاري كنيم

مجموعه قوانيني استخراج كنيم كه به تصميم گيري كمك مي كند

**************************************************************

تاريخچه

دهه 50 : سيستم هايي كه در كارهاي سطح پايين و TPS بودند

دهه 60 : MIS و مجتمع كردن سيستم هاي TPS

دهه 70 : سيستم هاي اتوماسيون و DSS

دهه 80 : مفاهيم پيشرفت كرده و سيستم هايي براي مديران ارشد آمده ، البته امكانات زيادي نداشته و سيستم ها نيمه گرافيكي بوده اند . كاربردهاي تجاري براي سيستم هاي خبره

دهه 90 : سيستم هاي گرافيكي پيشرفت كرد و سيستم هاي تصميم گيري گروهي ، محاسبات بر اساس شبكه هاي عصبي بوجود آمد . سيستم هاي هيبريد نيز بوجود آمد

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1391ساعت 16:21  توسط ام البنین محمدزاده  | 

نکات کلی در مورد اینکه کارهای مدیریتی چه است ؟

طبق نظر آقای فایول :

-         برنامه ریزی

-         سازماندهی

-         دستور دادن

-         هماهنگی

-         کنترل

می باشد

که بحث اصلی همه اینها تصمیم گیری است

**************************************************************

تصمیم چیست ؟

یک انتخاب است درباره اینکه چه بکنیم و استراتژی ما چه باشد و اینکه چه کار کنیم که به یک هدف مطلوب برسیم

بخشی از دانش است که مشخص کننده طبیعت انجام یک عمل است . تصمیم می تواند یک دانش توصیفی باشد .

تصمیم گیری فعالیت ساخت یک تکه دانش جدید , با توجه به تعهداتی که به برخی از فعالیت ها داریم می باشد .

**************************************************************

نکات مورد توجه در تصمیم گیری

1-     تصمیم گیری در چه سطحی از مدیریت باشد ؟

سطوح مدیریت : در سه سطح تصمیمات گرفته می شود :

استراتژیک که تصمیمات کلان و کلی است

کنترلی یا تاکتیکی که نحوه اجرای تصمیمات کلان و اختصاص منابع می باشد

عملیاتی بحث اجرا و نظارت می باشد که کارهای خاص به درستی انجام می شود

2-     تصمیم گیری در چه موقعیتی باشد ؟

تصمیم را در محیطی می گیریم که محیط اضطراری است یا خیر چون در محیط های اضطراری بسیار محدودیت اطلاعاتی دانش داریم و سیستم ها می توانند کمک کننده باشند . در این شرایط معمولا اطلاعات و دانش اندک است.

تصمیم را در محیط برپا و دایر می گیریم که در این محیط باید کلی اطلاعات جمع آوری شود .

3-     چند تصمیم در یک فرآیند باید به صورت همزمان گرفته شوند . که نیاز به هماهنگی بین این تصمیم ها می باشد . برنامه ریزی و زمانبندی فرآیندهای ساخت همزمان می باشد .

4-     تصمیم گیری در چه ساختاری گرفته می شود ؟ سازمان است دارای ساختار مرکزی است یا خیر . موسسه عمومی است یا کارهای خاص انجام می دهد .

5-     سیستمی که در آن تصمیم گرفته می شود به چه صورت است ؟ اگر سیستم ساختیافته باشد یعنی از قبل برنامه ریزی شده و مشخص شده است . تصمیمات قابل برنامه ریزی است . موقعیت کاملا درک شده و کارها روتین می باشد و فرآیندهای مدیریتی تخصصی است . اما در یک سیستم ساخت نیافته : غالباً موقعیت ها اضطراری است و تصمیمات فی البداهه است و موقعیت ها واضح نیست . یک تصمیم می گیریم , یک بار است و تمام می شود .

6-     آیا تصمیمات یک جانبه گرفته می شود و یا بصورت شورایی گرفته می شود .

**************************************************************

تصمیم گیرها :

·         بعضی جاها افراد هستند

·         بعضی جاها کامپیوتر

تصمیماتی که توسط کامپیوتر گرفته می شود مانند : اتوماسیون صنعتی و روباتیک ها و یا تصمیماتی که ساختیافته و قابل برنامه ریزی است . گرچه خود کامپیوتر تصمیم را اعلام نمی کند ولی بر اساس گزارشات سیستم می باشد .

گاهی افراد تصمیم گیر به صورت فردی نیستند بلکه توزیع شده و چند نفره می باشند

·         تصمیمات توسط گروه یا کمیته گرفته می شود

·         تصمیمات در سطوح مختلف به اشتراک گذاشته می شود

**************************************************************

فرآیند تصمیم گیری

طبق نظریه آقای سیمون

·         جمع آوری و سازماندهی دانش

·         طراحی

·         انتخاب

که این موارد لزوما به ترتیب انجام نمی شوند و ممکن است که برخی همزمان اتفاق بیفتد و یا حلقه داشته باشیم

**************************************************************

استراتژیهای تصمیم

·         Optimizing  : یعنی مساله ای داریم و می خواهیم بهترین راه حل را برای آن پیدا کنیم .

·         Satisficing : یعنی مسأله ای داریم که می خواهیم به اندازه کافی خوب باشد و بهترین راه حل نیست به حداقل نیازها برسیم

·         Elimination By Aspect  : جنبه های مختلف را حذف کنیم و تصمیم گیری کنیم

·         Incrementalism : دو تا با هم چک می شود , یکی حذف می شود و دیگری به مرحله بعد می رود

·         Mixed Scanning : جستجو , جمع آوری , فرآیند سازی , ارزیابی و وزن گذاری اطلاعات

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1391ساعت 16:20  توسط ام البنین محمدزاده  | 

چرا نیاز به تصمیم یار ؟

·         محدودیت های ذهنی

·         محدودیت های اقتصادی

·         محدودیت های زمانی

·         رقابت

**************************************************************

فرآیند کلی تصمیم گیری

ابتدا مسأله را تعریف می کنیم . همزمان اطلاعات جمع آوری می کنیم و انتخاب های مختلفی که هست تولید می کنیم که این دو با هم تعامل دارند و ممکن است حتی در تعریف مسأله تأثیر بگذارند

**************************************************************

سلسله مراتب DSS

·         File Drawer System : ساده ترین می باشد فقط دسترسی به داده را فراهم می کند

·         Data Analysis System : دسترسی به داده را فراهم می کند و یک سری امکانات دستکاری داده هم در اختیار می گذارند

·         Analysis Information System : اطلاعات را از چندین پایگاه داده جمع آوری کرده و در اختیار می گذارد

·         Accounting Models : از داده های مالی و حسابداری استفاده می کنند

·         Representational Model : از مدل ها برای انجام تصمیم گیری استفاده می کند . می تواند از داده های تقاضا استفاده کند تا تقاضای سالهای بعد را پیش بینی کند

·         Optimization System : امکان بررسی آلترناتیوها را به ما می دهد

·         Suggestion System : مدل توصیفی است که به تصمیم گیرنده بهترین عمل را نشان می دهد .

**************************************************************

طبقه بندی Alter

Data base :        File Drawer System

Data Analysis system

Analysis Information system

Model Base :     Representational Models

Accounting Models

Optimization Systems

Suggestion Systems

**************************************************************

طبقه بندی Power

·         Communication Driven Dss : تمرکز بر روی ارتباطات , همکاریها و تصمیم گیری های مشترک است , به کارهایی که باعث تصمیم گیری گروهی می شوند کمک می کند , امکان به اشتراک گذاری اطلاعات را فراهم می کند .

·         Data Driven Dss : نوعی از Dss ها می باشد که تمرکز بیشتر بر روی دسترسی و دستکاری یک سری از داده های داخلی سازمان می باشد و گاهی داده های بیرونی

·         Document Driven Dss : حجم زیادی از اطلاعات داکیومنت و متن می باشد , نیاز به سیستم هایی برای کار با آنها داریم , این سیستم ها بیشتر تمرکز روی داده های متنی دارد . سیستم های اتوماسیون اداری در این مقوله می گنجند

·         Knowledge Driven Dss : از تکنیک های هوش مصنوعی و داده کاوی استفاده می کنند و با استفاده از آنها ارتباطات بین داده ها را کشف می کند .

·         Model Driven Dss : یک مسأله را مدل سازی می کنیم و دستکاری های مختلف انجام می دهیم سپس اگر این مدل , مدل خوبی باشد , بر اساس آن عمل می نماییم

**************************************************************

مقایسه طبقه بندی Alter  و Power :

Knowledge Driven  : Suggestion Systems

Model Driven  : Optimization Systems –Representation Models-Accounting Models

Data Driven  : Analysis Information – Data Analysis – File Drawer

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1391ساعت 16:19  توسط ام البنین محمدزاده  | 

سیستم های EIS

این سیستم ها جهت مدیران ارشد طراحی میگردد . نوعی از سیستم های Dss می باشند که هدف آنها این است که اطلاعات موردی که موردنیاز مدیران تاپ و ارشد می باشد در اختیار آنها بگذارند .

**************************************************************

ویژگیهای تصمیمات مدیران ارشد :

- کمتر ساخت یافته است

- کمتر تکراری است و کمتر قابل پیش بینی است

- تأثیر آن روی مقاطع زمانی بیشتری است

- بخش بیشتری از سازمان را در بر می گیرد

- برای این تصمیمات اطلاعات خارجی مورد نیاز است

- اطلاعات جزء مهم نیست بلکه مجمع و سرجمع شده اطلاعات مهم است

**************************************************************

ویژگیهای EIS :

-         از زمینه های مختلفی اطلاعات جمع آوری می شود

-         مفهوم Data Cube می باشد

-         اطلاعات خارجی روی آنها تأثیر گذار است

-         Drill Down است

-         دارای فاکتورهای حساس موفقیت است

-         قابل استفاده برای گزارشگیری در موارد استثناء می باشد

**************************************************************

پیاده سازی EIS :

1-     هماهنگی و ارتباطات

2-     برنامه ریزی و کنترل

3-     ابزارهای گوناگونی برای Platform های مختلف موجود است

4-     فردی باید باشد که مسوول EIS شود و کارها را پیگیری کند

**************************************************************

روشهاي EIS :

·         By Product Method : خيلي وقت نمي گذارد كه بررسي كند كه چه مي خواهد . يك محصول را كه وجود دارد را مي گيرد و مجموعه اي از گزارشهايي كه به ازاي هر محصول مي باشد را مي گيرد و بر اساس آن عمل مي كند . يك تحليل اوليه براي نيازها است

·         Null Method : اصلا سيستماتيك نيست . اطلاعات همينجوري جمع مي شود و استفاده مي گردد

·         Key Indicator Method : سلامت سازمان را بر اساس شاخص مالي كليدي پيدا مي كنند . در واقع شاخص هاي مالي كليدي را شناسايي كرده . براي آنها مجموعه اي از اطلاعات پيوسته را جمع آوري مي كنند و سيستمي ايجاد مي كنند كه مدير مثلا شاخص هايي را كه از يك مقصد عقب تر است گزارش مي گيرد .

·         Total Study Method : مطالعه كاملي انجام مي شود و نيازها به صورت دقيق شناسايي مي شوند . از اطلاعاتي كه نياز دارد نمونه گيري مي كند و نتايج با سيستم هاي كامپيوتري موجود مقايسه مي شود

·         Critical Success Factor Method : فاكتورهاي موفقيت اصلي مي باشد شبيه Key Indicator Method مي باشد ولي اينجا فاكتورها كلي هستند اين روش با مصاحبه با مديران ارشد شروع مي شود تا ابتدا اهداف اصلي شناسايي شوند . نقاطي از فعاليت كه نتايج خوب در آنجا موفقيت و رقابت پذيري موسسه را تضمين مي كند .

**************************************************************

طبيعت EIS :

قصد دارد به مديران ارشد كمك در تصميم گيري هايي كه اغلب Ad Hoc و موردي هستند

سيستم هاي كامپيوتري كه دسترسي به اطلاعات داخلي و خارجي مربوط به CSF را براي مديران آسان مي كنند و اطلاعات را در اختيار مديران ارشد قرار مي دهند

سيستمي است كه به مديران كمك مي كند تا درخواست بدهند و نظارت كنند بر اطلاعات كليدي كه از منابع داخلي يا خارجي هستند

**************************************************************

ويژگيهاي رايج EIS :

·         مستقيما توسط مديران سطح بالا استفاده مي شوند

·         بايد بگونه اي طراحي شوند كه احتياج به آموزش كم كاربران داشته باشند

·         بايد كاركردن با آن آسان باشد و براي نيازهاي مدير ارشد تنظيم شده باشد

·         بتوان اطلاعات را به صورت متن يا جدولي يا گرافيكي نمايش داد

·         قابليت دسترسي و تركيب اطلاعات از محدوده وسيعي از منابع داخلي يا بيرون سازمان را دارا باشد

·         قابليت انتخاب كردن ، فيلتر كردن ، فشرده سازي و پيگيري CSF ها

·         قابليت انجام گزارشات وضعيت ، گزارشات Exeption و آناليزهاي تمايلي و گزارشات Drill-Down

**************************************************************

تمايلات EIS

·         به تدريج مديران سطوح پايين تر نيز درگير شدند تا مديران سطح پايين تر نيز بتوانند به تناسب از اطلاعات استفاده نمايند

·         علاوه بر بازيابي امكان تجزيه و تحليل نيز دارا شدند

·         دستيابي به مزاياي رقابتي با فراهم كردن دسترسي مستقيم مديران به اطلاعات سازمانهاي وابسته ، گاها از طريق وب سرويسها

·         امروزه بيشتر امكانات تحليلي ، مالتي مديا ، ارتباطات و هوش مصنوعي نيز به كمك آمده است

**************************************************************

محدوديت هاي EIS

·         محدوديت مالي :  جمع آوري اطلاعات هزينه دارد

·         محدوديت تكنيكي : از منابع زيادي بايد اطلاعات بگيريم . به روز بودن اطلاعات . كيفيت اطلاعات

·         محدوديت سازماني : افق هاي زماني ، از دست دادن همزماني مديران ، عدم ثبات سازماني

**************************************************************

چرا به سمت EIS مي رويم ؟

·         بدليل نيازهاي سازماني : مدير مي طلبد و به دنبال سيستم مي رود

·         بدليل پيشرفت هاي تكنولوژي كه شرايط را تحميل مي كند

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1391ساعت 16:17  توسط ام البنین محمدزاده  | 

Group Decision Support System  و Organizational Decision Support System

سيستم هاي تصميم يار كه چندين نفر در آن در گيرند و چند كاربره هستند

موضوعات مرتبط با آنها :

-         نرم افزارهاي Group Ware  : به كارهاي گروهي كمك مي كند . خيلي DSS نيستند ولي به كارهاي گروهي و تصميم گيري هاي گروهي كمك مي كنند. به طيف بزرگي از سيستم ها كه گروه در آنها درگير است ، گفته مي شود . يك سري سيستم هاي كامپيوتري هستند كه رابط كاربري را فراهم مي كنند كه به واسطه آن محيطي براي يك گروه از افراد به اشتراك گذاشته مي شود .

طبقه بندي Group Ware :

سيستم هاي پيام : اجازه مي دهند افراد به يكديگر پيام دهند

سيستم هاي كنفرانسي

تأليف مشترك : به گروه اجازه مي هد كه يك داكيومنت را براي ايجاد يا نظاره به اشتراك بگذارند

GDSS

سيستم هاي Coordination  : افراد را با يكديگر هماهنگ كند تا كار انجام شود

-         ارتباطات با واسطه كامپيوتر- Computer Mediated Communication - CMC : زير مجموعه  Group Ware  مي باشد از كامپيوتر براي ايجاد ، ذخيره سازي، انتقال و پردازش ارتباطات استفاده مي شود .

-         Computer Supported Cooperative Work CSCW : به سيستم هايي اطلاق مي شود كه هدف آنها اين است كه Over Head همكاري و هزينه هاي آن را در يك كاري كه چند نفر قرار است در آن همكاري كنند ، از طريق اين سيستم ها كم كنند .

سه جنبه كه اين سيستم ها را از سيستم هاي ديگر جدا مي كند : سيستم معمولا روي كامپيوترهاي مختلف توزيع شده است و به آنها امكان مي دهد كه با هم كار كنند تا آن كاري كه لازمه آن همكاري است به انجام برسد سيستم محيطي را ايجاد مي كند كه افراد احساس مي كنند در آن محيط با يكديگر همكاري مي كنند و جدا از يكديگر نيست سيستم سعي دارد تا از همكاري كه در حال انجام است به صورت فعال حمايت نمايد و همچنين سابقه اي از آن را نگهداري نمايد .

-         Coordination Technology تكنولوژي همكاري : استفاده از تكنولوژي براي كمك به افراد در فعاليتهايي كه ممكن است به صورت همكارانه ، رقابتي يا شامل تضاد منافع باشد .

**************************************************************

آرگومانهايي براي Participant :

با تركيب زمان و مكان به 4 تركيب مي رسيم .

1-     Same Time/Same Place : امكاني فراهم شده كه افراد از طريق كامپيوتر با هم همكاري كنند در يك لحظه و در يك مكان مثل اتاقهاي تصميم . معمولا GDSS بيشتر در اين بخش قرار مي گيرند .

2-     Different Time/ Same Place : يك سري سيستم هاي تصميم گيري چند كاربره كه در يك اتاق تصميم گيري مي باشد و به صورت شيفتي است . يك عده كار مي كنند ، مي روند و يك عده ديگر مي آيند . ولي سيستم ارتباطات را با هم نگه مي دارد و سابقه را نگه مي دارد . كيفيت خوبي دارد ولي كارآيي نسبتا كمتر مي باشد

3-     Same Time/Different Place : لازم نيست همه در يك اتاق تصميم گير باشند و با توجه به اينكه برخي امكانات اتاق تصميم را ندارد ، به نوعي كارآيي آن كمتر است ولي نسبتا كيفيت خوبي را مي توان از آنها گرفت و به نوعي به اين نوع سيستم ها  GDSS اطلاق مي شود .

4-     Different Time/Different Place : بيشتر سيستم هاي GroupWare از اين نوع مي باشد . افراد با هم تعامل دارند در زمانها و مانهاي متفاوت

**************************************************************

مزاياي تصميم گيري گروهي :

·         دانش گروه بيشتر از فرد است

·         دانش متفاوت شركت كنندگان و مهارت هاي پردازش نتايجي را فراهم مي آورد كه به صورت فردي امكان پذير نمي باشد

·         به عنوان بخشي از گروه ، يك شخص مي تواند تحريك كننده باشد براي بدست آوردن دانشي كه از راه ديگر امكان پذير نخواهد بود

·         شركت كنندگان مي توانند عملكرد خود را با آموختن از رفتار ديگران در گروه بهبود بخشند

·         گروه در شناسايي نقايص ايده هاي پيشنهادي بهتر عمل مي كند تا فرد

**************************************************************

مشكلات تصميم گيري گروهي :

·         زمان صحبت كردن موجود بايد به همه شركت كنندگان تخصيص داده شود و همزمان نمي تواند باشد .

·         از آنجا كه در يك زمان ، فقط يك فرد مي تواند ايده خود را بيان كند ، ايده هاي كمتري توليد و بيان مي شوند

·         سرعت ارائه اطلاعات بيشتر از جذب آن توسط افراد است

·         افراد يادداشت نمي كنند و به ياد نمي آورند چه كسي ، چه نظري داده است

·         از روي ترس يا ادب ممكن است كه افراد نتوانند با مواضع و نظرات ديگران مخالفت كنند

·         درك ناقص از كارگروه مي تواند منجر به بحث هاي سطحي يا بي ربط گردد

·         گاهي تسلط شخصي يا موقعيتي برخي افراد باعث مي شود كه جلسه را انحصاري كنند

·         گاهي افراد تمايلي به بيان عقايد خود ، به خاطر ترس از ارزيابي منفي ديگران ندارند .

**************************************************************

چگونه GDSS تصميم گيري را بهتر مي كند ؟

·         برنامه ريزي اوليه را بهبود مي بخشد

·         مشاركت افراد را افزايش مي دهد

·         فضاي همكارانه باز را ايجاد مي كند

·         افراد نگران انتقادها نيستند و راحت ايده خود را ابراز مي كنند

·         ارزيابي بي طرفانه و هدفمند انجام مي شود

·         سازماندهي و ارزيابي ايده ها بهتر انجام مي شود

·         مي توان مسايل تصميم گيري را در آنجا اولويت بندي كرد

·         كل جلسه مستند مي شود، چه نظراتي مطرح شد ، چه تصميماتي انجام شد

·         امكان دسترسي  به اطلاعات خارجي فراهم مي شود

·         حافظه سازماني حفظ مي شود

**************************************************************

سطوح GDSS :

·         سطح اول : محدوديت هاي ارتباطي را كم مي كند براي تحريك يا تسريع مبادله پيام

·         سطح دوم : عدم قطعيت و نويز را در فرآيند تصميم گيري گروهي كم مي كند -  امكانات آناليز و تحليل را اضافه مي كند

·         سطح سوم : پروسه تصميم گيري را مديريت و تنظيم مي كند

**************************************************************

تكنولوژي هاي GDSS :

1-     Boardroom هاي الكترونيك: اتاق كنفرانس ، دستگاههاي سمعي بصري كه توسط كامپيوتر كنترل مي شود براي نمايش بر روي صفحه نمايش . ارائه هاي قبلي ذخيره و بازيابي مي شوند . Same Time/Same Place است .

2-     اتاق هاي TeleConference : اتاق هاي كنفرانس ، كامپيوترهايي كه انتقال سمعي بصري بين اتاقها را فراهم و كنترل مي كند . Same Time/Different Place مي باشد

3-     Group Network : در دفاتر جداگانه از طريق شبكه هاي كامپيوتر متصل مي باشند .

Same(Different)Time/Different Place مي باشد

4-     مراكز اطلاعاتي Information Center : اتاق كنفرانس ، ويدئو پروژكتور براي صفحه نمايش بزرگ . يك يا چند كامپيوتر با پايانه هاي نمايش . براي مديريت پايگاه داده ، آناليزهاي آماري ، گرافيك و پردازش متن

Same Time/Same Place مي باشد .

5-     آزمايشگاه همكاري Collabration Laboratory : نرم افزاري براي نوشتن يا ترسيم به صورت اشتراكي استفاده مي شود Same(Different)Time/Same Place است

6-     اتاق تصميم Decidion Room : اتاق كنفرانس ، ويدئو پروژكتور براي نمايش عمومي و بزرگ . براي طوفان مغزي بكار مي رود ، اظهار نظر موضوعي ، رأي گيري ، مدل سازي و آناليز تصميم گيري Same(Different)Time/Same Place است

**************************************************************

سيستم هاي تصميم يار سازماني ODSS :

سيستم هايي شبيه داوري مقالات و مديريت كنفرانس مي باشد ، افراد مختلف تصميم گيري مي كنند و روي نظر آنها به صورت توزيع شده تصميم گيري مي شود . در واقع فعاليت هاي مختلف تصميم گيري بين افراد مختلف توزيع شده است و هر كس يك تصميمي مي گيرد ، يك بخشهايي توسط ماشين ممكن است انجام شود و يك بخشهايي توسط انسان . هر فرد يك تصميم مي گيرد نفر بعد بايد تصميم بگيرد و سيستم كانال ارتباطي بين آنهاست . در اينجا فرآيند به صورت سلسله مراتبي است ، افراد مختلف در زمينه هاي مختلف تصميمات را مي گيرند و در نهايت تصميم نهايي از برآيند آنها اتخاذ مي شود كه سازگار با اهداف سازمان است و تكنولوژي است كه تصميم گيري را در سراسر سطوح سلسله مراتبي توزيع و هماهنگ مي كند تا تصميمي سازگار با اهداف سازمان در يك محيط رقابتي ايجاد شود .

**************************************************************

تكنولوژي هاي مرتبط با ODSS :

-         استفاده از تكنولوژي هاي ارتباطي و مخابراتي به منظور تسهيل ارتباطات درون سازمان و در سراسر مرزهاي سازمان

-         تكنولوژي هاي هماهنگي براي هماهنگ كردن استفاده از منابع مربوط به تصميم

-         تكنولوژي هاي فيلترينگ به منظور فيلتر كردن و خلاصه كردن دانش ( مانند هوش مصنوعي )

-         تكنولوژي هاي نظارتي براي پيگيري وضعيت سازمان و محيط آن

-         تكنولوژي هاي مديريت دانش براي ارئه و پردازش انواع متنوعي از دانش مورد نياز در تصميم گيري

-         تكنولوژي هاي تصميم يار براي كمك به سازمانها و افرادي كه در تصميم گيري دخيل هستند

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1391ساعت 16:16  توسط ام البنین محمدزاده  | 

ERP:

به صورت كلي يك رده اي از محصولات استاندارد مي‌باشدكه عموماً براي كمپاني‌هاي صنعتي مي‌باشندوبراي برنامه‌ريزي و مديريت آنها به كارمي‌رود.

خيلي تكنولوژي جديدي هم نيست. اما امروز يك ديدجديد براي آنها وجود دارد.

درابتدا بحث MRP و MRPI بود. درواقع به آنجا برمي‌گردد كه مديران متوجه شدند كه گردش اطلاعات نيز به اندازه گردش نقدينگي و مديريت موارد انبار مهم است.

**************************************************************

MRP:  برنامه‌ريزي نياز به مواد اوليه‌اي كه وجود دارد. (برنامه‌ريزي مواد)

·         چه مواردي را احتياج دارند كه كارخانه مي‌خواهد يك چيزي را بسازد؟

·         كي اين مواد را بخرند؟

·         چگونه آنها را مديريت كنند؟

·         چگونه از دارايي‌ها فيزيكي و پولي شان حداكثر استفاده را ببرند؟

MRP دردهه 60 بحث‌هايش:

ابتدا- برنامه كلان توليد (زمانبندي و تقويم اصلي توليد)

بعد- برنامه‌ريزي نيازمندي‌هاي مواد

سطح بالاتر- capacity واينكه ما چه توانايي‌هايي داريم (برنامه‌ريزي احتياجات CRP) همه چيز مثلاً منابع انساني و تمام احتياجات سازمان برنامه ريزي مي‌شد.

**************************************************************

MRPII دردهه 70

به مقوله‌هاي قبل ، مقوله فروش و برنامه ريزي عمليات نيز اضافه مي‌شود. (برنامه ريزي انجام كارها)

شبيه سازي وپيش‌بيني ميزان مصرف نيز اضافه شده است.

**************************************************************

ERP دهه 90: بحث‌هاي ديگري اضافه شده است:

·         فروش و توزيع

·         مديريت مواد

·         نگهداري كارخانه

·         مديريت كيفي

·         مقوله‌هاي حسابداري

·         كنترل

·         مديريت سرمايه‌گذاري

**************************************************************

ERP: از دهه 90 به بعد مقوله‌هاي ديگري مانند بحث خدمات را به آن اضافه‌ كردند تا جاهاي ديگري به جز صنعت مثلاً دانشگاهها را نيز بتواند پوشش دهد.

سيستم‌هاي جانبي مانند مديريت ارتباط با مشتري (CRM) و مديريت زنجيره تأمين كالا كه از جاهاي مختلف مي‌آيد نيز افزوده شد.

بحث ERPII به وجود آمد.

**************************************************************

CRP:

يك لايه بالاتركه در MRP وجوددارد اين است و بياييم و برنامه‌ريزي براي مديريت و نيازمندي ظرفيت انجام دهيم.

بياييم از روي برنامه ريزي مواد، لود كارها را حساب كنيم و Load profile (برنامه كاري) را ايجاد كنيم. دراينجا اين بحث مطرح است كه ظرفيت نيز درنظرگرفته شود مثلاً ظرفيت ما 100 تا است ولي بر طبق برنامه اين هفته بايد 80 تا توليد كنيم اما هفته آينده بايد 120 تا توليد كنيم . مشاهده مي‌شود كه اين هفته كارگران تا حدودي بيكار مي‌مانندو هفته آينده بايد اضافه كاركنند. بنابراين مي‌توان يك بالانس ايجاد كرد.

**************************************************************

براي استقرار ERP سه تا استراتژي پيشنهاد شده است.

1- big bang: يكباره ERP را بياوريم و شروع به استقرار آن نماييم.

2- يك واحدسازماني را بگيريم (business unit) و ERP را كامل آنجا مستقر كنيمو بعدبرويم واحد بعدي- يكي يكي واحدها را انجام دهيم

3- ابتدا يك پايلوت داشته باشيم يعني يك واحد را بگيريم و درآنجا سيستم را مستقركنيم بعد بقيه سازمان يكجا با همديگر استقراريابد.  معمولاً از اين روش استفاده مي‌شود زيرا اولين نصب و استقرار مشكلات زيادي دارد.

البته گاهي به خاطر نبودن پول از استراتژي دوم استفاده مي‌شود.

**************************************************************

مزاياي ERP درزمينه‌هاي مختلف

·         درمورد هزينه‌ها:

كاهش پرسنل و كارگيري آنهاجاي ديگر است.

كاهش انبار(انبار كوچك مي‌شود)

بهبود بهره وري

چرخه سريعتر (يك پول را دريك بازه چند بار مي‌توانيم بچرخانيم، هرچه اين چرخه بيشتر باشد. طبيعتاً سود نيز بيشتر خواهد بود.

·         درمورد خدمت دهي به مشتريان :

اطلاعات به صورت آنلاين و زمان واقعي دريافت مي‌شوند.

فرايندها بهبود مي‌يابند. ( بهترين شيوه)

مديريت سفارشات بهبود مي‌يابد.

پاسخ دهي سريعتر به مشتري‌ها .

·         درمورد مديريت:

آناليز و گزارش گيري بهتر صورت مي‌گيرد.

بحث استاندارد سازي و دقت نيز بيشترمي‌گردد.

**************************************************************

فاكتورهاي مهم براي موفقيتERP:

·         مديريت: يك حامي مدير ارشد، آشنا به ريسكها، اولويت‌ها و پيچيدگي پروژه و تعهد به تغيير

·         اعضاي پروژه (داخلي):1- مدير پروژه قوي 2- بهترين افراد را روي پروژه گذاشتن 3- افراد Full-Time را روي پروژه گذاشتن 4- تيم بايدمتشكل از افراد IT و Business باشد و بين آنها بالانس ايجادكرد. 5- آموزش اوليه (هم روي پروژه و هم روي ERP)

·         اعضاي پروژه (خارجي) : 1- مشاورينكه بسيار مهم هستند 2- تجربه در business هاي مشابه داشته باشند ( كارخانه‌هاي مشابه ما) 3- روند مناسبي براي انتقال دانش وجود داشته باشد. 4- پس از اينكه پروژه تمام شدو مستقر شد همچنان امكان دسترسي به آن افراد وجود داشته باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1391ساعت 16:15  توسط ام البنین محمدزاده  | 

CRM چيست؟

مديريت ارتباط با مشتري است، اينجا فقط بحث Camuni cation نيست بلكه پيش از آن است و Relation است

به يك مفهوم مشترك و مهم دربسيارياز صنايع تبديل شده است.

وقتي ما صحبت ازCRM مي‌كنيم درواقع منظور e-CRM و ارتباط الكترونيكي با مشتري مي‌باشد.

فقط بحث مديريت contact نيست بلكه مديريت Relation مطرح است.

اكثر موسسات يك سري سرويس‌هايا حتي اقلاً يك سري ارتباطات مالي دارند.

**************************************************************

اهميت و ارزش CRM :

CRM بحث نگهداري بازاراست. ببينيم دنبال چه هستند و متناسب با آن كار را انجام دهيم.

امكان كنترل بيشتر تعاملات و ارتباطات با مشتري را مي دهد. مخصوصاً وقتي به صورت الكترونيكي انجام مي‌شود ، آنلاين مي‌توان فهميد چند درصد شكايت داشته‌اند، چند درصد رضايت داشته اندو...

انتظارات را بهتر مي‌توان مديريت كرد. چه انتظاراتي دارند و اينكه واقعاً مشتري چه مي‌خواهد؟

محصولاتي را بسازيم كه مشتري مي‌خواهد .

افزايش اعتماد : بحث مهمي است كه اين اعتماد يا به خود محصول است يا به پشتيباني آن .

مزيت رقابتي: بايد نسبت به رقبا يك مزيت رقابتي داشت.

گاهي اين مزيت ها به منطقه بستگي دارد . مثلاً سرعت دسترسي به بازار

**************************************************************

براي مديريت ارتباط با مشتري چه كارهايي بايد انجام داد ؟

1-     هدف گذاري

2-     به دست آوردن

3-     سرويس دهي

4-     نگهداري

5-     ايجاد رابطه بلند مدت با مشتريان

به طور خلاصه Relationship Marketing با استفاده از داده هاي مشتري و بهره گيري از فناوري مي باشد

**************************************************************

جنبه هاي CRM  :

1-     TES (Technology Enabled Selling)

فناوري فعال فروش . با استفاده از تكنولوژي فروش را بهتر كنيم كه شامل : اتوماسيون كردن نيروي فروش ، مديريت حسابها ، مديريت ارتباطات ، مديريت مشوق هاي جبراني ، فروش تعاملي ، مديرت فرصت است

2-     TCM (Technology Enabled Marketing)

بحث بازاريابي است . شامل تبليغات ، بازاريابي وابسته ، تحليل ها ، بهينه سازي مديريت مشتري ، مديريت شكايات ، مديريت محتواي وب ،

3-     CSS (Customer Service & Support)

سرويس دهي به مشتري و پشتيباني است كه شامل مديريت تماس ، اتوماسيون زمينه خدمات ، قابليت مركز تماس چند كاناله مي باشد

**************************************************************

فرآيندهاي CRM :

-         فرآيند از برنامه هاي بازاريابي و بازاريابي الكترونيكي ، زمانيكه بازارهاي هدف تعيين مي گردد ، شروع مي شود

-         نظارت و جذب مشتري به صورت آنلاين و آفلاين و تعامل با مشتري از طريق طي مراحل هدف گذاري ، بدست آوردن ، ارايه خدمات نگهداري و رشد رابطه

-         مشتريها با يكديگر متفاوت هستند . بايد بتوان مشتريها را ارزش گذاري كرد - تقسيم بندي مشتريان براساس نيازهاي مختلف آنها

-         Customize كردن بازاريابي همراه با تعامل با مشتريان

**************************************************************

CRM در عمل :

داراي 5 گام مي باشد :

1-     آسان كردن كسب و كار مشتري با شركت : كاري كنيم كه مشتري راحت ارتباط برقرار كند .

2-     هدف CRM ، مشتري نهايي است نه واسطه ها و دلال ها يا توزيع كنندگان

3-     اگر يك CRM قوي داشته باشيم ، همه چيز را از ديد مشتري نهايي نگاه مي كنيم

4-     بهترين تكنولوژي و درست ترين تكنولوژي را براي افزايش سود انتخاب كنيم

5-     استحكام وفاداري مشتري : در دنياي آنلاين وفاداري با يك كليك از بين مي رود

چگونه اين 5 مرحله را انجام دهيم :

خدمات را به صورت شخصي ارائه دهيم - هدف قرار دادن مشتريان واقعي به مشتريان كمك كنيم تا كار خودشان را انجام دهند و به اهداف خود برسند  -  به مشتري كمك كنيم تا به خودش كمك كند فرآيندهاي سازماني را در يك راستايي قرار دهيم كه روي مشتريها تأثير گذار باشند تمام تجربه خريد مشتري را سعي كنيم در اختيار بگيريم يك ديد 360 درجه اي از ارتباط با مشتري ايجاد كنيم

**************************************************************

ريسكهاي CRM :

-         پياده سازي آن و استقرار آن مشكل است

-         هزينه ها بالا است

-         وابسته به وب است

-         مقياس پذيري  : اگر تعداد مشتريان زياد شود ، آيا درست جواب مي دهد ؟

-         هيچ تصميمي وجود ندارد كه چقدر CRM موثر است و چقدر مي تواند كارها را به جلو ببرد .

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1391ساعت 16:14  توسط ام البنین محمدزاده  | 

 

مدل چيست؟ يك نماينده از سيستم است كه ما براي پاسخ دادن به سؤالاتمان در مورد سيستم از آن استفاده مي‌كنيم.

مدل را ازچه چيزي مي‌سازيم؟

·         از داده هاي قبلي كه از سيستم داريم.

·         ازداده هاي قبلي كه مرتبط با سيستم است.

·         قضاوت افراد خبره درباره سيستم.

·         قضاوت افرادي كه متخصص مدل هستند.

**************************************************************

يك تصميم بندي كه بر روي مدل‌ها انجام شده است:

دونوع مدل داريم:

·         مدل اكتشافي

·         مدل‌هاي مستحكم

در مدل‌هاي مستحكم :مدل به صورت دقيق انجام مي‌شود با اطلاعات دقيق و پايه ودرواقع مدل به جاي خود سيستم مي‌نشيند . همه چيز روشن ومشخص است . حقايقي كه ما داريم را مي‌گيرد ، سرجمع و مرتب مي‌كند و اينجا بحث تحليل دقيق سيستم مي‌باشد.

درمدل هاي اكتشافي :  به دنبال اين هستيم كه بدانيم اگر فرضيات ما صحيح بودن در واقعيت چه اتفاقي مي‌افتاد. به نوعي بحث تحليل whatif ها مي‌باشد . اگر اينكار را انجام دهم چه اتفاقي مي‌افتد .

دراين سيستم ها جزئيات كارها مشخص نيست و مدل يك تصوير واقعي و قابل اعتماد از واقعيت نيست.

مدل‌هاي اكتشافي و مستحكم با هم متفاوت هستند در:

هدف از مدلسازي

روش:ديد كلان

**************************************************************

مابايد چگونه از اين مدل‌ها استفاده كنيم؟

به عنوان يك پارامتر براي گزينه‌هاي مختلف سياست گذاري كه مي‌خواهيم انجام دهيم ، بايداستفاده كنيم، سياست‌هاي مختلفي داريم ، بحث مي‌كنيم، مي‌گوييم مايك مدل ساختيم و تأثير آن اينگونه است.

گاهي به عنوان يك وسيله ارتباطي استفاده مي‌كنيم.

**************************************************************

مراحل ايجاد مدل :

·         توابعي كه در فرآيند تصميم گيري هست را به مدل Map كنيم

·         ورودي ها و خروجي هاي مدل را مشخص كنيم

·         يك رابطي براي مدل طراحي كنيم تا افراد بتوانند با آن تعامل انجام دهند

·         از لحاظ نرم افزاري آن را بخريم يا گسترش دهيم و به كار گيريم

**************************************************************

انتخاب هاي مدل سازي :

طيف گسترده اي از روش هاي مدل سازي در دسترس است ، نكته اين است كه براي آن مسأله اي كه داريم بايداز چه نوع روش و ابزاري استفاده كنيم . كدام روش مناسب است و محدوديت هاي هر روش چيست ؟يك مدل تا چه حد مي تواند پاسخگو مسأله باشد و همچنين محدوديت هاي دانش خود ما به عنوان يك خبره ، در برخي روش ها اگر دانش ما كافي نباشد نمي‌توانيم از آن به درستي استفاده كنيم. روش قابليت دارد ولي ما دانش كافي نداريم.

**************************************************************

آناليز تصميم

هدف اين است كه به نوعي فضاي مسأله را براي آناليز آماده كند .سازماندهي كند ، ساختاربه آن بدهد . شناسايي آلتراناتيوهاي مختلف و شناسايي محل‌هاي عدم قطعيت و جايي اگر لازم است قضاوت‌هاي سليقه‌اي داشته باشيم و طبيعتاً ابزارها كمك مي‌كنند كه مسأله را به قسمت‌هاي مختلف بشكنيم و به زير مسأله‌هايي بشكنيم، عدم سازگاريها را تشخيص داده و رفع نماييم يا تناقضات را شناسايي و رفع كنيم و مسأله را به زير مسأله هايي تبديل كنيم و آنها را حل كرده و مجتمع كنيم وتوصيه هايي براي مسأله اصلي ايجاد نماييم.

**************************************************************

طبقه بندي روشهاي تحليل تصميم

·         مدلهايي كه كنترل اطلاعات مي‌كنند: يعني اين سيستم ها به جمع آوري، ذخيره سازي و بازيابي و سازماندهي اطلاعات به ما كمك مي‌كنند.

·         Parading مدل ها: يك چارچوب براي ما ايجاد مي‌كنند و به ما اجازه مي‌دهند براساس اين چارچوب مسأله را حل وفصل كنيم.

·         مدل‌هاي شبيه سازي: كه درواقع كار تحليل what-if را انجام مي‌دهند.

·         گاهي ابزارهايي هستند كه اين امكان را به ما مي‌دهند كه از بين راههاي مختلف يك راه را انتخاب كنيم يعني مي‌گويند اين راهها براي انتخاب وجود دارد و چگونه مي‌شود از بين آنها بهترين را انتخاب كرد.

·         مدل‌هايي كه به ارايه مسأله كمك مي‌كنند: روشها و ابزارهايي براي نمايش داده‌ها و فضاي مسأله دراختيارمي‌گذارند تا ديد بهتري نسبت به مسأله پيدا كنيم و داده ها را تحليل نماييم.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1391ساعت 16:13  توسط ام البنین محمدزاده  |